محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
111
خلد برين ( فارسى )
عزيمت به صوب قلعهء گلستان منعطف گردانيده مقرر فرمود كه خلفا بيك خزاين و دفاين سلاطين شروان را كه در قلعهء بادكوبه مخزون و مذخر بود نقل خزانهء عامره نمايد . خدمتش به فرموده عمل نموده مجموع آن نقود و اجناس را روانهء كرياس گردون مماس نمود و بعد از انجام مهام مرجوعه به درگاه جهانپناه شتافته به مزيد عنايت و احسان اختصاص يافت . گفتار در ذكر بواعث فسخ عزيمت تسخير قلعهء گلستان و بيان توجه شهريار زمين و زمان به صوب مملكت آذربايجان چون در اثناى محاصرهء حصار باكو به مسامع عليهء شهريار جنگجو رسيده بود كه بسيارى از فراريان لشكر شروان گريزان خود را به قلعهء گلستان رسانيده در آن حصار سپهر اقتدار متحصن گرديدهاند لاجرم بعد از آن كه خاطر خطير خاقان كشورگير از تسخير حصار باكو فراغت يافت به عزم گوشمال آن سركشان گريز پا عنان عزيمت به صوب قلعهء گلستان تاخت . و چون قبهء بارگاه سلطنت و جلال در حوالى آن قلعهء سپهر تمثال به اوج مهر و ماه افراخته گرديد بنا بر عادت مستمرهء عطوفت ذاتى و مرحمت جبلى كه مبادا به غفلت ، مورى [ پى ] سپر مراكب مواكب جهانگشاى گردد يكى از ملتزمان عتبهء عليا را به آن حصار فلكفرسا فرستاد تا به تخويف و انذار ساكنان حصار پرداخته آن گروه زياده سر را از در اطاعت و فرمان - پذيرى درآورد . اهالى قلعهء گلستان ، مقدم فرستاده را گرامى شمرده به ايستادگان آستان جلال پيغام دادند كه هرگاه قلعهء سرخاب و قلعهء بيقرد كه در تصرف غازى بيك و پسر او استقرار دارد به تصرف اولياى دولت پايدار درآيد ما نيز به طوع و رغبت قلعه را سپرده قدم در دايرهء فرمانبردارى مىگذاريم .